در مورد منتقدان این موضوع لازم به ذکر است که:

۱.یک منتقد باید بی طرفانه نقد کند.یعنی هر احساس و  برداشت درونی که نسبت به مطلب دارد را کنار

بگذلرد و از روی اصول و منطق به نقد یک اثر هنری ببردازد

۲.منتقدان باید با تمامی مکتب های ادبی اشنایی داشته باشند.من نمی دانم منتقدی که

ذره ای از مکتب های ادبی چیزی سرش نمی شود.چطور به خودش اجازه می دهد در مورد موضوع

یک اثر هنری نظر می دهند.جالب این جاست که این ها از نقطه نظر فنی هم حرفی برای رگفتن ندارند.

البته این ایراد  را می توان به برخی از هنرمندان هم گرفت که با مکتب های ادبی آشنایی ندارند و

همین باعث می شود در مقابل موضع گیری های یک منتقد نتوتنند از اثرشان دفاع کنند.در این جا

باید بگویم یک هنرمند باید بداند از چه سبک و روشی بیروی می کند و آن را بیان کند.

البته اگر بخواهیم این طور به قضیه نگاه کنیم.خیلی از داوری هایی که در جشنواره ها انجام می شود

هم زیر سوال می رود.

واقعن مسخره است که چند داور بنشینند و (گیرم که اثر از لحاظ فنی مشکلی نداشته باشد) موضوعی

را که بیشتر باب میلشان است برنده اعلام کنند.حتی اگر این داوران با مکتب های ادبی آشنایی

داشته باشند باز هم بیرو  سبک و مکتب مورد علاقه شان هستند و نا خودآگاه ذهنشان به اثری

معطوف می شود که بیشتر به سبک آنها گرایش داشته باشد.آیا در این صورت یک داوری

می تواند بی طرفانه باشد؟