غریق

من

غریقی خسته

تو. تو چه آرام اما

تو .تو چه خاموش اما

شاید م تشنه به خونی

شاید

در چنین آب زلال.ال.

مرگ هم .مرگ هم.بی رنگ است

جای بایی از.از. من

بر لب ساحل اگر ما.مانده

بگذا.بگذارید بماند

تا ابد

آخرین د.د.درک من از خاک این است

دست.دست من مانده به سو.سویت

 این چنین این چنین.این چنین می بینم

آخرین.آخرین تصویر است

تو بگو

رس.رسم رفاقت این است؟

ت.تو.تو اگر من بودی

آ.آ.آ.آه

من اگ اگر هیچ نبودم شای شاید

این چنین.ه.ه.ه هیچ نبود

این  اینجا.آ.آ آب است و آب

ما.ما.مایه ی.مایه ی حیات

نیس .نیس.س.تی

حیات نیس.نیس.ت

م.م. مرگ است و م.مرگ

دس.تم.تم بگیر

دس.دست بگی.بگیررر دستم را بگ